









در وصف شهدای گمنام
تقدیم به فرشتگان گمنامی که بروجردرا ازعطربهشتی خودآکنده کردند؛
چگونه سر زخجالت برآورم بردوست
که خدمتی بسزا بر نیامد از دستم . . .
سلام به روح پرفتوحتان ، سلام به شما که دلتنگ پروازبودید.سلام به سربلندی شما که ازآسمان هفتم هم گذشتید.آمدید و نور در شهرمان باریدن گرفت . . .وملائک ، بال دربال به تسلای قلب خسته ی مادرانتان آمدند . . .خجالت میکشم ازاینکه ساکن کوی شهدا باشم و دل به زندگی خاکی ببندم . .
مردمان رابگویید فراموش نکنند مردانی راکه جان دادندتا شما جای داشته باشید ، سردادند تا تن به ذلت ندهید . .ومردمان خواب را خبردهید که امانی نیست ؛ اگرراه شقایق ها بی رهرو بماند . . .به راستی من از ریختن گلبرگهای سرخ شما شرم دارم . .دعاکنید که ما دوراز وانفسای این دنیاودوراز وابستگی پست و مقامها. . باغبانانی عاشق پیشه باشیم برای باغچه ی شقایقها. . .
که روزی در آخر پائیز ، هنگامی که جوجه هارا میشارند ؛ از آدم بودنمان شرم نکنیم و بدانیم لااقل شهدشهادت یعنی چه. .برایمان دعاکنید که در این هزاره ی غفلت ، بیش از این خوابمان نبرد . شما زنده ایدوهرروزوشام ، طنین قهقهه های مستانیتان درگوش جان مادرانتان میپیچد .
شیرمادر حلالتان که بی هیچ چشم داشتی فقط . .فقط باخدا معامله کردیدو بس. .واین ماییم که حتی بجای بوسه بردست پدران و مادرانتان خودرادر لابلای سفسطه های خنده دار دنیامان استتار کرده ایم تا شرمندگی ازفراموش کردن شما . .بیش از این چهره هایمان را سرخ نکند. .
التماس دعا
محمد عسگری
در وصف شهدای گمنام
تقدیم به فرشتگان گمنامی که بروجردرا ازعطربهشتی خودآکنده کردند؛
چگونه سر زخجالت برآورم بردوست
که خدمتی بسزا بر نیامد از دستم . . .
سلام به روح پرفتوحتان ، سلام به شما که دلتنگ پروازبودید.سلام به سربلندی شما که ازآسمان هفتم هم گذشتید.آمدید و نور در شهرمان باریدن گرفت . . .وملائک ، بال دربال به تسلای قلب خسته ی مادرانتان آمدند . . .خجالت میکشم ازاینکه ساکن کوی شهدا باشم و دل به زندگی خاکی ببندم . .
مردمان رابگویید فراموش نکنند مردانی راکه جان دادندتا شما جای داشته باشید ، سردادند تا تن به ذلت ندهید . .ومردمان خواب را خبردهید که امانی نیست ؛ اگرراه شقایق ها بی رهرو بماند . . .به راستی من از ریختن گلبرگهای سرخ شما شرم دارم . .دعاکنید که ما دوراز وانفسای این دنیاودوراز وابستگی پست و مقامها. . باغبانانی عاشق پیشه باشیم برای باغچه ی شقایقها. . .
که روزی در آخر پائیز ، هنگامی که جوجه هارا میشارند ؛ از آدم بودنمان شرم نکنیم و بدانیم لااقل شهدشهادت یعنی چه. .برایمان دعاکنید که در این هزاره ی غفلت ، بیش از این خوابمان نبرد . شما زنده ایدوهرروزوشام ، طنین قهقهه های مستانیتان درگوش جان مادرانتان میپیچد .
شیرمادر حلالتان که بی هیچ چشم داشتی فقط . .فقط باخدا معامله کردیدو بس. .واین ماییم که حتی بجای بوسه بردست پدران و مادرانتان خودرادر لابلای سفسطه های خنده دار دنیامان استتار کرده ایم تا شرمندگی ازفراموش کردن شما . .بیش از این چهره هایمان را سرخ نکند. .
التماس دعا
محمد عسگری
در پی حفاری در تپه چغای بروجرد
مردان 3000 ساله خمره ای
در بروجرد سر از گور به در آوردند

در حالت معمولی مردان خمره ای کشف شده تپه چغای بروجرد مربوط به 2200 سال قبل حدودا (زمان حکومت اشکانیان) و در حالتی دیگر مربوط یه هزاره اول و یا سوم قبل از میلاد مسیح (ع) می باشند.
امروز تاریخ بروجرد ورقی دیگر خورد.
مردان خمره ای بروجرد سر از خاک تپه چغا برآوردند تا با صدای بیصدای خود فریاد برآورند که این شهر فرهنگی تاریخ چندین هزار ساله دارد.
امروز بروجرد و بروجردی ها باید برخود ببالند که تاریخ مدنیت و شهر نشینی در این شهر به چندین هزار سال قبل برمی گردد.
دفن مردگان یکتا پرست در کنار رودخانه و در خمره های جنینی نشان از شهریت بروجرد در چندین هزار سال قبل دارد.
آیا ما به مُردگانی برخورده ایم که اجساد آنها را بصورت جنینی در خمره قرار می داده اند؟ آیا با توجه به سنگ های قرار گرفته مثلثی در بالای دخمه ها، به اجسادی برخورده ایم که در کنار آنها خمره هایی قرار می داده اند و یا اینکه به مکانی دست یافته ایم که اجساد در فضای آزاد به رسم آنزمان ایرانیان برای استفاده پرندگان قرار می گرفته اند؟
شاید هم امروز در بروجرد ما به اجداد ” کاسی” های مان در هزاره سوم پیش از میلاد برخورد کرده باشیم، در زمانی که بروجرد ناحیه مرزی دو تمدن پیشرفته کاسی و مادها در آن دروان بوده و مرکزیت آن برای حکومت های آن دوران هم بسیار با اهمیت بوده است تا جائیکه بعدها بروجرد (ویروگرد و یا بَروگِرد) منطقه مهمی از حکومت مادها به شمار رفته است.
شاید اگر کمی بیشتر در منطقه “چغا سرخه” و حوالی همین گورهای مردان خمره ای چند هزار ساله جستجوی دقیق تر بعمل بیاید، انگشتر مفقود شده فیروز ساسانی و یا مهر گم شده حکومتی تیمور لنگ هم در این مکان تاریخی پس از گذشت قرن ها کشف شوند.
شابد رازهای منطقه تاریخی ” فیال ” بروجرد زادگاه آرش کمانگیر قهرمان بزرگ ایران زمین و منطقه تاریخی گوراب که برخی معتقدند سکونت گاه اولیه بروجردی ها در چندین هزار سال قبل بوده، با کمی “کند و کاو” بیشتر در تپه چغا برملا شود.
بروجرد و بروجردی ها باید از یافتن چنین گنج بزرگی خوشحال باشند، همین گورهای دخمه ای شاید رازهای گمشده بسیاری از تاریخ چندین هزار ساله این منطقه را آشکار کند.
اینک می طلبد که مدیران شهری با متوقف کردن پروژه شهرداری با فراخوان داخلی و بین المللی پای بزرگان باستانشناسی، کاوشگران و پژوهشگران بزرگ ایران و دنیا را به بروجرد باز کنند.
شک نکنیم این گنجینه خدادادی می تواند بروجرد را بعنوان یکی از تاریخی ترین شهرهای ایران زمین به دنیا بشناساند.
مدیران شهری نباید از این گنجینه بسیار بسیار با ارزش تاریخی به سادگی بگذرند و پس از چندی با بتن ریزی برای ساخت و ساز، این سرمایه گرانبها را از بین ببرند.
اینک این نسل ما و این اجداد چندین هزار ساله مان، می طلبد که به احترام درگذشتگان تاریخی مان با نهایت احترام رازهای مردان خمره ای را برای خود و آیندگان مان روشن سازیم.
بزودی علاوه بر پیگیری روزانه، مطالب دیگری در زمینه یافتن گور مردان خمره ای در تپه تاریخی بروجرد توسط نگارنده به سمع و نظر شهروندان عزیز، هم استانی های گرامی و هموطنان علاقمندمان خواهد رسید….















در پی حفاری در تپه چغای بروجرد
مردان 3000 ساله خمره ای
در بروجرد سر از گور به در آوردند

در حالت معمولی مردان خمره ای کشف شده تپه چغای بروجرد مربوط به 2200 سال قبل حدودا (زمان حکومت اشکانیان) و در حالتی دیگر مربوط یه هزاره اول و یا سوم قبل از میلاد مسیح (ع) می باشند.
امروز تاریخ بروجرد ورقی دیگر خورد.
مردان خمره ای بروجرد سر از خاک تپه چغا برآوردند تا با صدای بیصدای خود فریاد برآورند که این شهر فرهنگی تاریخ چندین هزار ساله دارد.
امروز بروجرد و بروجردی ها باید برخود ببالند که تاریخ مدنیت و شهر نشینی در این شهر به چندین هزار سال قبل برمی گردد.
دفن مردگان یکتا پرست در کنار رودخانه و در خمره های جنینی نشان از شهریت بروجرد در چندین هزار سال قبل دارد.
آیا ما به مُردگانی برخورده ایم که اجساد آنها را بصورت جنینی در خمره قرار می داده اند؟ آیا با توجه به سنگ های قرار گرفته مثلثی در بالای دخمه ها، به اجسادی برخورده ایم که در کنار آنها خمره هایی قرار می داده اند و یا اینکه به مکانی دست یافته ایم که اجساد در فضای آزاد به رسم آنزمان ایرانیان برای استفاده پرندگان قرار می گرفته اند؟
شاید هم امروز در بروجرد ما به اجداد ” کاسی” های مان در هزاره سوم پیش از میلاد برخورد کرده باشیم، در زمانی که بروجرد ناحیه مرزی دو تمدن پیشرفته کاسی و مادها در آن دروان بوده و مرکزیت آن برای حکومت های آن دوران هم بسیار با اهمیت بوده است تا جائیکه بعدها بروجرد (ویروگرد و یا بَروگِرد) منطقه مهمی از حکومت مادها به شمار رفته است.
شاید اگر کمی بیشتر در منطقه “چغا سرخه” و حوالی همین گورهای مردان خمره ای چند هزار ساله جستجوی دقیق تر بعمل بیاید، انگشتر مفقود شده فیروز ساسانی و یا مهر گم شده حکومتی تیمور لنگ هم در این مکان تاریخی پس از گذشت قرن ها کشف شوند.
شابد رازهای منطقه تاریخی ” فیال ” بروجرد زادگاه آرش کمانگیر قهرمان بزرگ ایران زمین و منطقه تاریخی گوراب که برخی معتقدند سکونت گاه اولیه بروجردی ها در چندین هزار سال قبل بوده، با کمی “کند و کاو” بیشتر در تپه چغا برملا شود.
بروجرد و بروجردی ها باید از یافتن چنین گنج بزرگی خوشحال باشند، همین گورهای دخمه ای شاید رازهای گمشده بسیاری از تاریخ چندین هزار ساله این منطقه را آشکار کند.
اینک می طلبد که مدیران شهری با متوقف کردن پروژه شهرداری با فراخوان داخلی و بین المللی پای بزرگان باستانشناسی، کاوشگران و پژوهشگران بزرگ ایران و دنیا را به بروجرد باز کنند.
شک نکنیم این گنجینه خدادادی می تواند بروجرد را بعنوان یکی از تاریخی ترین شهرهای ایران زمین به دنیا بشناساند.
مدیران شهری نباید از این گنجینه بسیار بسیار با ارزش تاریخی به سادگی بگذرند و پس از چندی با بتن ریزی برای ساخت و ساز، این سرمایه گرانبها را از بین ببرند.
اینک این نسل ما و این اجداد چندین هزار ساله مان، می طلبد که به احترام درگذشتگان تاریخی مان با نهایت احترام رازهای مردان خمره ای را برای خود و آیندگان مان روشن سازیم.
بزودی علاوه بر پیگیری روزانه، مطالب دیگری در زمینه یافتن گور مردان خمره ای در تپه تاریخی بروجرد توسط نگارنده به سمع و نظر شهروندان عزیز، هم استانی های گرامی و هموطنان علاقمندمان خواهد رسید….















|
|
|
|