وحید اکرمی:شاید با قاطعیت بتوان گفت، شرایط استقلالیها در لیگ سیزدهم با تمام لیگهای برتر قبلی متفاوت باشد.
آبیها که در فصول پیش از بازیکن بازیسازی همچون مجتبی جباری سود میبردند، بیشترین حملات خود را با بازی روی زمین و ارسال پاسهای عمقی انجام داده و البته در این سبک بازی هم معمولاً موفق بودند. استقلال در فصول گذشته و بخصوص در مواقعی که مدیریت فنی تیم در اختیار امیر قلعه نویی بوده، همیشه دارای تعداد گل زده زیاد و تفاضل بالا بود. آنها در فصلهای گذشته همیشه یا قهرمان شده و یا تا هفته های پایانی در کورس قهرمانی حضور داشتند. اما امسال و بخصوص در نیم فصل دوم بناچار کادر فنی آبیها، سبک بازی قبل را تغییر داده و ارسال پاسهای هوایی و استفاده از تاکتیک ضربات سر را به بازی زمینی ترجیح داده اند.
خلأ بازیکن بازیساز
بعد از پیوستن قطعی جباری به یکی از تیمهای متمول و حاشیه نشین خلیج همیشه فارس، قلعه نویی از اینکه حتی در نیم فصل دوم لیگ جاری هم نمیتواند روی دیوار جباری یادگاری بنویسد، مطمئن شد، در این وضعیت نورچشمی ژنرال، احمد جمشیدیان به چشم امید او برای بازیسازی در وسط میدان تبدیل شده بود، اما مصدومیتهای پیاپی جمشیدیان و نیز کلاس پایینتر بازی او نسبت به جباری سبب شد که دست امیر در پوست گردو بماند و امیدش به یأس تبدیل شود، ایمان باصفا هم هنوز بسیار جوان است و خام و بی تجربه و بدیهی است که امیرخان نتواند خانه رؤیاهایش را روی ساقهای پای او بنا کند.
البته ژنرال در این فصل روی بازیسازی گوران لاوره بازیکن صربستانی و 30 ساله خود که سابقه بازی در تیمهای پارتیزان بلگراد صربستان و بارنزلی انگلستان را داشت هم حسابی حساب کرده بود. اما گوران هم نتوانست انتظارات را برآورده کرده و به بهانه عدم به موقع طلبهایش ( که خیلی هم بیراه نبود)، به قول مدیر برنامهاش بی معرفتی کرده و از جمع آبیها خارج شد. قحطی بازیکن بازیساز در استقلال سبب شد که قلعه نویی و همکاران سایه نشینش در نیمکت استقلال با یک چرخش منطقی و کارشناسانه قید بازی زیبا و روی زمین را بزنند و تنها به ارسال پاسهای هوایی و نواختن ضربات سر به سمت چارچوب حریفان بسنده کنند.
رکورد جالب استقلال
آبی ها اکنون و برخلاف سالهای پیش، قید زدن گلهای بسیار و انجام بازی تماشاگر پسند را زده اند و به کسب برد حتی با کمترین اختلاف راضی شدهاند. شاید مهمترین دلیل عدم استقبال چشمگیر تماشاگران آبی هم در فصل جاری همین باشد. اما این سبک بازی ابتدا توانست ارتش ژنرال را در کورس نگه دارد و سپس به صدر جدول رساند تا بتوان آنها را یکی از مدعیان اصلی کسب مقام قهرمانی محسوب کرد.
اکنون استقلال صاحب یک رکورد جالب شده است. آنها در این یک ماه اخیر به جز آخرین بازیشان که شامل 7 بازی در لیگ و 2 بازی در جام حذفی بوده است، موفق شدهاند تمامی گلهای خود را با استفاده از سانتر و ضربه سر به ثمر برساندند. آخرین گل استقلال در لیگ که در بازی با راه آهن اتفاق افتاد هم بواسطه استفاده از همین روش به دست آمد و شاید بتوان آن را زیرمجموعه دیگر گلهای زده استقلال که با استفاده از ضربات سر به ثمر رسیده بود قرار داد. اکنون بار اصلی گلزنی بر دوش مدافعان قد بلند و سرزنی مانند حنیف است تا به واسطه آن شاهد افزایش روز به روز محبوبیت خود در میان تماشاگران تیفوسی آبیها باشد. شاید حالا بهتر بتوان فهمید که چرا آرش برهانی در ابتدای فصل مجدانه خواستار تمدید قرارداد جباری بود و حتی آشکارا از نقش شماره 8 سابق آبیها در کسب موفقیتهای گذشته اش پرده برمی داشت.
یک ویژگی دیگر در سبک جدید
نتیجه استفاده از این سیستمی دریافت گلهای کمتری بود که خود یک حسن مهم دیگر است. در روش قبلی استقلال، تمامی تیم باید پابه پای هم به سمت جلو حرکت میکردند تا بتوانند به خوبی یکدیگر را پوشش دهند. چنین کاری سبب میشود که تیم برای گل زدن شرایط راحتتری داشته باشد، اما به حریف هم فرصت استفاده از فضاهای خالی پیش آمده در جلوی دروازه خودی را میدهد. دروازه استقلال در 10 بازی انجام داده در نیم فصل دوم با احتساب جام حذفی، فقط و فقط یکبار باز شده است و آنهم به خاطر بفرما پژمان نوری در جلوی دروازه خودی به عنایتی گلزن و باهوش بود و در واقع نوری بود که رحمتی را ناک اوت کرد، نه عنایتی. سطح دروازه بانی رحمتی در مقایسه با نیم فصل اول تغییری نکرده است. کمتر گل خوردن استقلال به دلیل این است که حریفان کمتر در موقعیت گلزنی قرار میگیرند. فرمانهای ژنرال برای جنگیدن در مستطیل سبز، زیرکانه تغییر کرده است. پیامی را که چهره مربیان استقلال پس از هر بازی مخابره میکند، متوجه میشوید؟ بیخیال بازی جذاب و تماشاگر پسند، صدر را دودستی بچسب!
